عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
54
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
قول خداى - تعالى - : « او اشدّ قسوة » و دليلى كه دنبال آن آمده و برهانى كه بر آن اقامه شده به كمال رساند - به همان محض تشبيه بسنده مىكند . و چنان است حال هر آنچه شاعران و ديگر صاحبان بلاغت از معانى قرآن به كلام خود افزودهاند ايشان در نقل آن معانى از نظر اعجاز و بىهمتايى ، و عزّت و رفعت به منزلت قرآن نمىرسند ، و به مرتبت آن دست نمىيابند . و خداى - جلّ اسمه - بيان نمود كه چگونه دلهايشان از سنگ سختتر است ، پس گفت : وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ « 24 » و مقصود حقّ از كلام اخير ( و إنّ منها لما يشّقّق ) چشمههايى است كه در حدّ جويبار نيست ، يكى از شاعران مولّد « 25 » از آن معنى پيروى كرده ، و در ياد جوانى و گريستن بر آن گفته است : [ از بحر طويل ] 19 فلا تلحيا ان فاض دمع لفقده * فقلّ له بحر من الدمع يثمد 20 و لا تعجبا للجلد يبكى فربّما * تقطّر عن عين من الماء جلمد و نيز در غزلسرايى گفته است : [ از بحر مجزوء كامل ] 21 يا شبيه البدر فى الحس * ن و فى بعد المنال 22 جد فقد تنفجر الصخ * رة بالماء الزّلال « 26 » و پس از آن همه ، معناى كلام خدا ( فهى كالحجارة ) با همراه داشتن وَ إِنَّ مِنْها
--> ( 24 ) - سورة البقرة ( 2 ) آيهء 74 . ( 25 ) - ادب عبّاسى ادب مولّد ناميده مىشود ؛ زيرا بيشتر اديبان آن دوره مولّد بودهاند ( از پدر و مادرى به وجود آمدهاند كه يكى عربى و ديگرى غير عربى بوده است ) و يا ادب عبّاسى ادب محدث ناميده مىشود ؛ زيرا اديبان آن عصر نسبت به اديبان عصر جاهلى و اموى نوظهور بودهاند ، آنگاه خود ادب نيز به اين معنى مولّد بوده يعنى در معانى و اساليب عربى خالص نبوده ؛ زيرا در ادب عربى فنون و اغراض ( معانيى ) وارد شده كه ادب عربى با آن مأنوس نبوده است . رك : تاريخ الادب العربى العصر العباسيّة ، تأليف عمر فرّوخ ، ج 2 ، ص 39 - 40 . - م . ( 26 ) - ابو بكر الخالدى گفته است : « يا شبيه البدر حسنا * و ضياء و منالا »